بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 

اعیاد شعبانیه

 

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

b7e1f258c181082c551b0a2d7972737c اس ام اس اعیاد شعبانیه 1391

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ساعت 13:33  توسط عبدالله قربانی  | 










 «أفضلُ الاعمال اِنتظارُ الفَرج»

بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدي عليه السلام است

هر جمعه می گوییم برای ظهورش صلوات - کاش این جمعه بگوییم به

یمن حضورش صلوات

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 19:14  توسط عبدالله قربانی  | 
[تصویر:  m4dt03y16kbaodwy2t.jpg]

دلم شکسته دلم را نمیخری آقا؟
مرا به جمعه ی وصلت نمیبری آقا؟
اگرچه غرق گناهم ولی یقین دارم
توابروی کسی را نمیبری آقا

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 18:53  توسط عبدالله قربانی  | 
 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 11:11  توسط عبدالله قربانی  | 
من باور دارم....
که باپول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، که
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه،
خانه خرید ولی زندگی نه و
بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم خرداد ۱۳۹۱ساعت 15:27  توسط عبدالله قربانی  | 
 

مرغ حسرت به دل ( عکس طنز)

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱ساعت 11:7  توسط عبدالله قربانی  | 

لحظات شادی خدا را ستایش کن،

 لحظات سختی خدا را جستجو کن، 

لحظات آرامش خدا را مناجات کن،

 لحظات دردآور به خدا اعتماد کن،

 و در تمام لحظات خداوند را شکر کن.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 10:4  توسط عبدالله قربانی  | 

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه!

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 21:14  توسط عبدالله قربانی  | 

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :” نه اینجا نیست اینا بچه های کارشناسی ارشدن “

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

خر کبف یعنی اینکه یه لپ تاپ می گیری دستت اما ۲ قرون سواد نداری بهت بگن آقای مهندس!

خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!

خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!

خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!

خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!

خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)

خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!

خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: “از قیافه تون معلومه که
دانشجویین!”

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!

خر کیف یعنی بین کلاس ۱۲ تا ۲ و کلاس ۲ تا ۴ خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!

خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 19:48  توسط عبدالله قربانی  | 

خدایا!کاش آنقدر بزرگ بودم که می توانستم دستهای تو را که برای دوستی دراز شده بود بگیرم،لمس کنم و ببوسم!کاش دستهای تو لمس کردنی بود

خدایا!کاش می توانستم سرم را در آغوش تو که مهربانتر و گرمتر از آغوش مادر است بگذارم و زار زار گریه کنم؛برای خودم،برای تمام کارهای بدی که کردم ،برای تمام شبهایی که با ستاره های آسمانت قهر بودم؛ برای تمام وقتهایی که یادم رفت آسمان آبی است. که یادم رفت شقایق چه رنگی است؟

خدایا! مرا ببخشای به خاطر همه ی روزهایی که پروازنکردم و مثل کبوترهای تو در آسمان آبی تو اوج نگرفتم؛غرق نشدم و گم نشدم

خدایا! دستم را بگیر! اگرتو نگیریشان، من می افتم، می شکنم و می میرم

خدایا! دوستت دارم.آنقدر که...اصلا چرا بگویم؟! خودت بهتر می دانی

پس

 شب به خیر خدای مهربان من

: بگذار باز هم بگویم

دوستت دارم ؛ دوستت دارم ؛ دوستت دارم

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 17:37  توسط عبدالله قربانی  | 

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟

اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟

اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟

اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟

اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟

اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 19:20  توسط عبدالله قربانی  | 

زندگی یک آرزوی دور نیست؛ 
   
زندگی یک جست و جوی کور نیست
  
زیستن در پیله پروانه چیست؟
زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست
گوش کن ! دریا صدایت میزند؛
هرچه ناپیدا صدایت میزند
جنگل خاموش میداند تو را؛
با صدایی سبز میخواند تو را
زیر باران آتشی در جان توست؛
قمری تنها پی دستان توست
پیله پروانه از دنیا جداست؛
زندگی یک مقصد بی انتهاست
هیچ جایی انتهای راه نیست؛
این تمامش ماجرای زندگیست...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 9:39  توسط عبدالله قربانی  | 
۱) قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن
سربازی ... حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن!!

۲) غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوان
هنرهاشون را نشون بدن)

۳) هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 10:33  توسط عبدالله قربانی  | 

 

هروقت توزندگی رسیدی به جایی

 

 

که یه دربزرگ یه قفل گنده داره

 

 

اصلانترس چون اگه قراربودبازنشه 

 

 

 

به جای دردیوار می ذاشتن

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 9:0  توسط عبدالله قربانی  | 

هنگامی که دری از خوشبختی

به روی ما بسته می شود ،

در دیگری باز می شود .

ولی ما

آنچنان به در بسته چشم دوخته ایم

که درهای باز را نمی بینیم !

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:51  توسط عبدالله قربانی  | 

ای خدا! ای رحمان! ای رحیم! ای که دل ها را زیر و رو می کنی؛ قلبم را بر دینت استوار بدار!

آمین!

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 11:22  توسط عبدالله قربانی  | 

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:34  توسط عبدالله قربانی  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:32  توسط عبدالله قربانی  | 

 

تمام راه ظهورت را با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست ، راست می گویم
دعا برای تو بازیست ، راست می گویم
اگر چه شهر برای شما چراغانیست
برای کشتن تو ، نیزه هم فراوانست
درون سینه ی ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعهامان ملخ زده اقا
من از سیاهیه شبهای تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور ، می ترسم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 16:16  توسط عبدالله قربانی  | 

 ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:3  توسط عبدالله قربانی  | 


فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی

یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:26  توسط عبدالله قربانی  | 

 

ماه من ، غصه چرا ؟!

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !

یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:24  توسط عبدالله قربانی  | 

خدایا ....

  به من توفیق

                تلاش در شکست

صبر در نومیدی

                    رفتن بی همراه

                                          کار بی پاداش

فداکاری در سکوت

                     دین بی دنیا

       عظمت بی نام

                                         خدمت بی نان

  ایمان بی ریا

                 خوبی بی نمود

                                        عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت

                            ودوست داشتن بدون آنکه دوست بداند

                                                            روزی کن!!

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 14:36  توسط عبدالله قربانی  | 
با سلام

همکلاسی های عزیز

 باید درس پایانامه را دوباره این ترم انتخاب کنیم. به بقیه هم اطلاع بدید.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:7  توسط عبدالله قربانی  | 

امشب...

چقدر من دلتنگم...

آسمان چشمانم بارانی ست...

قاصدک های دلم را ، سوی تو پر دادم

تا خبردار شوی از حال دلم...

ای عاشق!

خبر از حال دل معشوقه ی خود هم داری؟!

بگیر مرا در حریر جانت

تا سراپا نور شوم

تا که پرواز کنم

همنشین ماه شوم

تا بشویم رنگ تنهایی را

در چشمه ی زلال نگاه تو

تا که سیراب شوم از عطر حضورت هر دم

 

 عاشق حقیقی تنها یکی ست، ما همگی معشوقه ایم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 14:3  توسط عبدالله قربانی  | 

با سلام خدمت دوستان وهمکلاسی های عزیز

با توجه به مشغله کاری آقای علی قربانی از من خواسته شد که بر صندلی کمی خاص بنشینم.

 

عبداله قربانی متولد 10/5/66  قلعه میر از توابع شهرستان فلاورجان

دوره ابتدایی را در قلعه میر به پایان رساندم،  پس از آن در مدرسه راهنمایی شبانه روزی نمونه دولتی گلستان(باغبهادران) پذیرفته شدم.

یکی از بهترین دوران زندگی‌ام در آنجا بود. دوره دبیرستان باز هم در دبیرستان شبانه روزی نمونه دولتی سلامتیان اصفهان پذیرفته شدم و کارشناسی  و کارشناسی ارشد هم در دانشگاه شهرکرد.(حدود 13 سال توی این خوابگاه های ... بوق ........ بودم)

در یک خانواده 5 نفری زندگی می کنم و بچه اول خانواده هستم ویه خواهر و یه برادر دارم.

به ورزش علاقه  زیادی دارم مخصوصا فوتبال که هم تماشا می کنم و هم بازی

همه غذا ها را هم دوست دارم چون همش نعمت خداست.

 

خدا راشکر همیشه خدا توی همه کارها کمکم کرده و امیدوارم از کارهای من راضی باشد.

اگر دوستان از من بدی دیده اند به لطف خود ببخشند و منو حلال کنند.

اگه درمورد  یا سوالی هست در خدمتم و ویژگی‌های خوب و بد من را بگید.(بیشتر عیبام)

و هرچه دلتنگتان میخاد بگید با هر اسمی.....

با تشکر

تشکر از تمام کسانی که نظر گذاشتند و نظر نگذاشتند!!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 13:52  توسط عبدالله قربانی  | 

شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد

اس ام اس و جملات زیبا ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)

مشخصات کامل امام رضا (ع) :

نام : علی
لقب : رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التدبیر
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری
محل ولادت : مدینه منوره
مدت امامت : ۲۰ سال
مدت عمر : ۵۵ سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : ۱ پسر و۱ دختر

شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

خراسان می‎دهد بوی مدینه/ خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته/ در و دیوار آن ماتم گرفته

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن ۱۳۹۰ساعت 10:30  توسط عبدالله قربانی  | 

ماسه ها چشم به راه موج های آرام

آب اند.

آسمان

سایه روشن اش را پهن کرده

بر بستر زمین.

هاشورهای موج

بر سینه ی ساحل چنگ می زنند.!

و گوش ماهی ها و سنگریزه های درهم آمیخته را

می شویند.

ما چه کوچک ایم در برابر اقیانوس

چه کوچک!

و من

در حیرت عظمت بی دلیل طبیعت ام
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ساعت 9:38  توسط عبدالله قربانی  | 

 

خدایا! من دلم قرصه..که کسی غیر از تو با من نیست!

خیالت از زمین راحت..که اینجا حتی روز روشن نیست.

کسی اینجا نمی بینه.. که دنیا زیر چشماته!!

یه عمره یادمون رفته ..زمین دار مکافاته.

فراموشم شده گاهی..که این پایین چه ها کردم..؟!

که روزی باید از اینجا..بازم پیش تو بر گردم..

خدایا وقت برگشتن..یه کم با من مدارا کن.

شنیدم گرمه آغوشت..اگه میشه منو جا کن
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ساعت 9:36  توسط عبدالله قربانی  | 

هنگامی که مجردی هرکی بهت میرسه میگه:

تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟

وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه:

تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی!



 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ساعت 11:0  توسط عبدالله قربانی  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا