بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ساعت 12:35  توسط منیژه شیروانی  | 
 

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ساعت 2:32  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 21:22  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


نگذارید هیچ چیز و هیچ کس جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت بگیرد

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:33  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

نماز میخوانم

که دلم را خوش کرده باشم حداقل یکی از خواسته های خدایم را دست و پا شکسته انجام داده ام

وگرنه من کجا و تقدس نماز کجا

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:12  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

هایدی دلش هوای کوه های آلپ کرده ، جنگلهای سرسبز ، باران های پی در پی ، خونه پدر بزرگ

پدربزرگی که دیگه نیست

اما روحش در تمام خانواده اش جاریست

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:11  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


امیدوارم در زندگیت فقط یک بار سر دو راهی

بمونی آن هم در بین الحرمین که ندونی اول

پیش عباس زانو بزنی یا حسین

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:7  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم

با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم
خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم

یه سوی این قصه تویی‌ یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما تو بشکنی ، من می شکنم

نه از تو می ‌شه دل برید نه با تو می ‌شه دل سپرد
نه عاشق تو می ‌شه موند نه فارغ از تو می ‌شه موند

هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

بن بست این عشق رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست من از تو می پرسم بگو

تو بال بسته ی منی‌. من ترس پرواز تو ام
برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:1  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

www.drawastickman.com به این سایت سری بزنید یک آدمک بکشید ، اون شروع به حرکت میکنه و یه داستان شروع میشه ،باید در حین داستان با کشیدن وسایلی که لازم داره باز هم کمکش کنید تا به هدفش برسه !! ،اگر این سایت رو امتحان نکنید ، مطمئناً اشتباه کردید...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:53  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:52  توسط منیژه شیروانی  | 

معرفی کامل لپ تاپ دل 5010 به صورت کامل به همراه مزایا و معایب

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:48  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:48  توسط منیژه شیروانی  | 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:43  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

ســـال هـ ـ ـا ســـت در اتـــاقـــم را بـــاز گـــذاشـــتـــه ام...

مــــبـــادا تـــو بـــیـــایـــی

و مـــن از دلـــتـــنـــگـــی مــــرده بــــاشـــم

و تــــو پـــشـــت در بــــــمــــانــــی...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:37  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


مــن ســالــهـای ســال مـــُردم


تـــا ایــنــکــه یــک دم زنــدگــی کــردم


تــو مــی‌تــوانــی


یـــک ذره


یــک مــثـــقـــال


مــثــل مــن بــمــیــری؟

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:36  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

از تو می پرسم چرا ما؟

که باید مثل گلهای بهاری زنده و شاداب باشیم

زرد، چون برگ درختان مصیبت بار پاییزیم

از تو می پرسم چرا ما؟

در اقیانوس طوفانزای دنیا

چون کشتی بی بادبان و زورق طوفانزده

لنگ لنگانیم

که شاید روزگاری خود به ساحل دست یابیم

از تو می پرسم چرا ما؟

در زندگی بازیچه هستیم

و در میدان جنگ زندگی

آواره هستیم

از تو می پرسم چرا ما؟

با شتاب بی نهایت

سوی کوره راه مرگ و نیستی

خود میگراییم

و یا خود را در آغوش گنه آلود لذت ها

که جز افسوس و احساس ندامت

میوه ای بر ما نمی آرند،می آریم؟

از تو می پرسم چرا ما؟

با هزاران مشکل دیگر

سر در گریبانیم

قسم بر حاکم یکتا-که این آشفتگی ها-

این همه دنیای ننگین-که با صحنه های شرم آور مسموم و رنگین است

((از فقدان ایمان است))

که با فقدان آن اسراف میآید و با اسراف دیگر هیچ!

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 10:40  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
 

یه چیزایی مثل تابلو مدیر گروهی  پشت در اتاق جاش خالیه

این تابلو پشت شوفاژ اتاق دکتر ملکی چی کار میکنه؟!

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 20:20  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


در گوشه تنهایی خود نشسته ام و بیخودی خود را یافتم و با درد مشترکی که با خود دارم هم آغوش گشتم. گرچه همراهی نیست و این درد مشترک جدا جدا درمان نمی شود. در دشواری زندگی آلوده شده و خود را بر باد دادم و تنها نشستم و دیدم که دارم ذره ذره آب می شوم ،آبی که درجه حرارت آن تا بخار شدنم بالا رفت و من هنوز دارم می سوزم.

وصیتنامه ای که حالا دارم می نویسم فقط برای خودم است و انتظار رعایت آن را از کسی ندارم،چراکه اگر بودم اجرای آن برای خودم نیز شاید امکان پذیر نبود.

وصیت نامم رو در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 11:43  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


سؤال: مگر خداوند به تشکر ما نیاز دارد؟

جواب:
هرگز! قدردانی از یک لطف، ارزشی برای ماست و نشانه انصاف ماست نه

اینکه نشان نیاز خدا به نماز ما باشد. اگر معلمی به شاگردش گفت: از زحمات من

قدردانی کنید و خوب درس بخوانید، شاگرد نباید خیال کند که خوب درس خواندن او

و قدردانی، مورد نیاز معلم است، بلکه کمال شاگرد را می‌رساند

(و منفعتش برای خوداوست نه معلم)

سؤال: اگر بناست از نعمتهای الهی تشکر کنیم، چرا حتماً نماز بخوانیم؟
جواب:
وقتی اصل لزوم تشکر را قبول کردیم و چگونگی آن باید طبق دستور باشد.

وقتی مراجعه بیماری به پزشک ضروری تشخیص داده شد، چگونگی مصرف دارو و

تابع دستور پزشک است. برای اینکه در تشکرها سردرگم نشویم و یاوه نگوئیم و باید

طبق خواسته خدا سپاس انجام دهیم. یک خلبان، همینکه پرواز را پذیرفت و در هر

کجای دنیا که خواست: با برج مراقبت تماس بگیرد و باید به زبان انگلیسی سخن بگوید.

پس نحوة تشکر را باید از دستور الهی و اولیاء خدا فرا گرفت.

سؤال: تشکر در برابر نعمت‌ها درست، ولی آنکه در میان ناگواری‌ها زندگی می‌کند،

او چرا باید تشکر کند؟
جواب:
اولاً؛ بیشتر ناراحتی‌ها به دست خود ما فراهم می‌آید، مثلاً با رعایت نکردن بهداشت

مریض می‌شویم، و با درس نخواندن وتنبلی دچار رکود در زندگی می‌گردیم،

در انتخاب دوست دقت نمی‌کنیم گرفتار می‌شویم و
ثانیاً: ناگواریها هم خوب است، چرا که انسان را به تلاش وا می‌دارد و استعدادها را

شکوفا می‌سازد.
ثالثاً: تلخی‌ها را باید در کنار شیرینی‌ها حساب کرد و بلاها را در کنار نعمت‌های بیشمار دید.
رابعاً: گاهی سختی‌ها و بلاها باعث کمال روح و صیقل خوردن جان ؟؟؟ ترقی معنوی می‌شود

و دلها از غیر خدا بریده و به او متوجه می‌شود.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 11:35  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

برگ ها را میبرد و

چه سنگین می ماند

باد پاییزی
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 11:32  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

نوش جون هر کی سه هزار ملیارد تومن به جیب زده

تو مملکتی که مردمش از ریز و درشت دزدی میکنن عرضه داشته چند تا صفر بیشتر به جیب زده

نوش جونت برادر

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 11:28  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

● عشق را باید از سدیم آموخت که وقتی به آب می رسد از شوق رسیدن به

دوست، ذوب می شود و همه‌ی هستی را فدای یار می کند، چنان که دیگر

اثری ا ز او بر جای نمی ماند. تنها یک قطره فنول فتالیین کافی است تا خونی

را که نثار کرده است، نشان دهد

● گرمای تشکیل ترکیب‌ها منفی است. یعنی عنصرها «با هم بودن» را بیش‌تر
دوست دارند. پس چرا برخی از ما بر طبل جدایی می کوبیم ؟

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 11:22  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

 

همیشه رفتن ، رسیدن نیست ولى براى رسیدن باید رفت.

در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز بیاموز.

(دکتر شریعتى)

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:39  توسط روح انگیز رحیمی  | 


امام صادق (علیه السلام) را دیدند که بر روی خاک نشسته است و همانند مادر فرزند از دست داده ، گریه می کند و به پهنای صورت اشک می ریزد و چنین زمزمه دارد:

"آقای من! غیبت تو خواب را از دیدگان من ربوده و خاطرم را پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته...

سرور من! غیبت تو مصیبتی جان کاه بر سراسر هستی ام فرو ریخته است که هرگز از آن تسلی نمی یابم.از دست دادن یاران، یکی پس ازدیگری اجتماعات را در هم می ریزد. بلاها و سختی ها، رنج و اندوها آن چنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر اشک دیده و فریادهای سینه را احساس نمی کنم....

بحار الانوار219:51،کمال الدین:353

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:21  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

حضرت رسول (ص) به حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند:

مخواب، مگر بعد از چهار عمل:

1- ختم قرآن كنی.

2- پیغمبران را شفیع خود گردانی.

3- مؤمنان را از خود خشنود گردانی.

4-حج و عمره بكنی.

حضرت زهرا (س) فرمودند: یا رسول الله (ص)، من قدرت ندارم در این وقت همه این اعمال را انجام دهم.

حضرت رسول (ص) تبسم كردند و فرمودند: هرگاه سه مرتبه سوره «اخلاص» را بخوانی، پس گویا ختم قرآن كرده ای؛ و هرگاه صلوات بفرستی بر من، من و پیغمبران قبل از من شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت؛ و هر گاه استغفار كنی از برای مؤمنان، پس تمامی ایشان از تو خشنود شوند؛ و هرگاه بگویی «سبحان الله و الحمدالله و لااله‌الاالله و الله اكبر»، پس حج و عمره كرده‌ای.

التماس دعا

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:6  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


روزهای زندگی هدیه خداست به آدمها

و چگونه گذراندن روزها هدیه آدمها به خداست...

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:2  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


ازکسانی که از من متنفر هستن ممنونم آنها مرا قویتر میکنند

از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم آنها قلب مرا بزرگتر میکنند

از کسانی که مرا ترک میکنند ممنونم آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانی که با من میمانند ممنونم آنان به من معنای دوست داشتن را نشان میدهند

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:58  توسط مهدی (غیرفعال)  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:56  توسط مهدی (غیرفعال)  | 


حقیقت انسان، به آنچه اظهار می کند نیست..

بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است

بنابراین اگر خواستی کسی رو بشناسی

نه به گفته هایش ، بلکه به ناگفته هایش گوش کن!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:55  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
 

                                                                      

خدایا

تقدیرم را زیبا بنویس و کمکم کن آنچه را تو زود خواهی من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر خواهی من زود نخواهم، خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر، که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت است و گرفته ات امتحان .....                                                                           

                                                                                     عید غدیر بر شما مبارک

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 2:28  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا