|
بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
|
||
|
مطالب علمی و دلنوشته بچه ها |
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ابریشم ظاهر شد. شخصی نشست و ساعت ها، تقلای پروانه برای بیرون
آمدن ازسوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر
نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد تا به پروانه کمک کند، بنابراین با برش قیچی، سوراخ
پیله را گشاد کرد.
پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند.
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت
کند اما چنین نشد. در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز
کند. آن شخص مهربان متوجه نشد که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه
قرار داده است تا به وسیله آن مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج
می شدیم،به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.
|
|