بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 

غنچه از خواب پرید

وگلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت سلام

و جوابی نشنید...

خار رنجید ولی هیچ نگفت.

ساعتی چند گذشت......

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

گل سراسیمه ز وحشت افسرد!

لیک آن خار در آن دست خلید

و گل از مرگ رهید...

صبح فردا که رسید...

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام.....
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ساعت 16:30  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا