|
بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
|
||
|
مطالب علمی و دلنوشته بچه ها |
غنچه از خواب پرید
وگلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید...
خار رنجید ولی هیچ نگفت.
ساعتی چند گذشت......
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت افسرد!
لیک آن خار در آن دست خلید
و گل از مرگ رهید...
صبح فردا که رسید...
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام.....|
|