|
بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
|
||
|
مطالب علمی و دلنوشته بچه ها |

سلام نميدونم چي بگم ازاون لحظه اي كه عباس شرمنده شديعني نه آب شرمنده عباس شد. اين سوالو ازهمه ميپرسن كه تو واقعه عاشورا داغ كدومشون سخته درسته علي اصغر فقط۶ ماهش بود و علي اكبر و قاسم و... ولي داغ عباس،اگه فقط تايم كوتاهي روبهش فكركني دركش كني بزرگترين فاجعه تاريخه چون يه عده كه همش ميگفتن الان عموم آب مياره و منتظر و دل خسته و تمام اميدشون به عباس بود تمام اميدحسين به عباس بود نااميد.....اميدش نااميد.....خيلي سخته خيلي خيلي...
نااميدي خيلي سخته خيلي.....
اونم عباس !!!!!!!!!!!! واي .........
نميدونم چه طوري عرض ارادتمو به ابوالفضل(ع) بگم چه جوري دلم داره از دردميتركه وقتي به تاسوعا نزديك ميشم كه روزعباسه
ياابوالفضل دلم را قرص كن و دستان لرزانم را بگير توروبه اون لحظه اي كه مشك رابه دندان گرفتي وتيربه چشمت خورد اونم چشماي عباس اون لحظه اي كه عرش خدابه لرزه دراومد سلام ميدم بادلي پرازدرد.........اي ماه بني هاشم جواب سلاممو بده،باهزارويك حرف نگفته
السلام عليك ياابوالفضل(ع)
|
|