بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
مطالب علمی و دلنوشته بچه ها
رسم زندگی
کتاب زندگی, صفحاتش زیاد بود
مگر نمی دانستند که نویسندگی رسم من نیست
گفتند بنویس
به اجبار نوشتم, سیاه کردم, خراب کردم, کثیف کردم
ولی حداقل با وجود خراب شدن کتاب,آنها راضی بودند!!!
|
+
| نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ساعت 13:0  توسط مهدی (غیرفعال) |
درباره وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
با عرض سلام و خیرمقدم خدمت همکلاسی های خوبم.
سوال این هفته
صندلی داغ
بهانه ای برای شیرینی خوردن
یادگاری
دانلود مطالب درسی
کمی خاص
دفتر رفاقت
جلسه دفاع
نویسندگان
مهدی (غیرفعال)
روح انگیز رحیمی
عبدالله قربانی
منیژه شیروانی
علی قربانی
فائزه اکبری
مهدی طبائیان
حجت حجازی
سعید شمشی