بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 
کتاب زندگی, صفحاتش زیاد بود

مگر نمی دانستند که نویسندگی رسم من نیست

گفتند بنویس

به اجبار نوشتم, سیاه کردم, خراب کردم, کثیف کردم

ولی حداقل با وجود خراب شدن کتاب,آنها راضی بودند!!!

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ساعت 13:0  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا