
اینجا هوا نفس کم آورده
زمین سرد است
وآن درختی که دستش را گچ گرفته سرما را لمس میکند
اینجا زندگی بازداشت است
مرگ تاول زده
و همه چیز دست خوش بارانی شده
که دیگر زمین را لمس نمیکند
آسمان را به دست باد سپردم تا بشود
گچ دست درخت را با نمنم اشک باز کرد
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 9:59  توسط مهدی (غیرفعال)
|