بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 

حسن باران اين است كه زميني ست......ولي آسماني شده است و به امداد زمين مي آيد.....

حسن باران اين است كه مرا ميبرد از خويش به عشق و مرا بر ميگرداند از عشق به خويش........

شعر ميخواند در گوش من آرام آرام ........هيچ ميداني ؟اين قطره كه بر گونه ي زيباي تو ريخت،

از كجا آمده بود......؟

از كدام اقيانوس........؟ از كجاي عالم......؟ و چه راهي پيموده ست در هوای ابری.......؟

هيچ ميداني اين قطره كه بر گوشه ي لبخند تو ريخت؟ آه و اندوه كدامين ماهي ست كه

به تور صیاد افتادست.........؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 22:55  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا