بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 
گفتی که مسیر زندگی درد است

مسیر زندگی پر پیچ ونامرد است

   گفتم که ز هر دردی دواییست

  میان مرد  و  نامردی خداییست

گفتی که تو تنهایی و بی کس

برو دنبال کارت نیست هیچکس

  گفتم اگر نیست خدا پس تو که هستی

  چگونه پا گذاشتی بر عرصه ی هستی

سوالاتم مدام تکرار می شد

درون قلب من غوغا می شد

  به تو گفتم شیطان لعنتت باد

      شدم  با یاد او از  دامت  آزاد

سکوت کردی سکوتت را شکستم

سر  سجاده ام  باز  هم   نشستم

سراینده:سپیده جلالی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 13:47  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا