بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 
از آئینه ی قراردادی
یاد گرفته یی که زیبا نیستی
چهره ات را نقاب می زنی
درتلاشی که زیر پوشش ات
چهره یی عوام پسند
 ترکیب کنی
 صفا وپاکی باطن ات
قربانی عذاب و شرم ظاهری است
غافلی که راه قلبت را
 بسته یی
نمی دانی که کسی
 درجایی
درون ات را
نادیده ها را
 جست و جو می کند
دل ات را
 بگشا!
بازشو!
پروازشو!
به منزل گاه بی غشی
به سرای یک رنگی
آن جا که "من و تو و او"نیست
به خانه ی  "ما"
سفرکن!
قلبی که برای تو می تپد

انتظارت را می کشد


 شاعرشو پیدا نکردم.


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 16:2  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا