بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
 
 
مطالب علمی و دلنوشته  بچه ها
 

 

ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم / افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم

 

ما باک نداریم ز دشنام و ملامت / ما میل نداریم به آثار و علامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت / از نام گذشتیم همه مایل ننگیم


افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !

 
گاه از غم مشروطه به صد رنج و ملالیم / لاغر ز فراق وکلا همچو هلالیم
 شب فکر شرابیم / سحر طالب بنگیم!

 
افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم!

یک روز به میخانه و یک روز به مسجد / هم طالب خرما و همی طالب سنجد
هم عاشق زیتون وهمی عاشق کنجد/ با علم و ترقی همه چون شیشه و سنگیم

 
افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !

 
اسباب ترقی همه گردید مهیا / پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان کشتی علم از تلک دریا / ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم


افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !


یا رب ز چه گردید چنین حال مسلمان ! / بهر چه گذشتند زاسلام و ز ایمان
خوبان همه تصدیق نمودند به قرآن / ما بوالهوسان تابع قانون فرنگیم

 
افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !


مردم همه گویا شده مال و خموشیم / چون قاطر سرکش لگدانداز چموشیم
تا گربه پدیدار شود ما همه موشیم / باطن همه چون موش به ظاهرچو پلنگیم


افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !


از زهد تقدس زده صد طعنه به سامان / داریم جمیعا هوس حوری و غلمان
نه گبر نه ترسا ، نه یهود و نه مسلمان / نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگی

 
افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم !


 

من در طلب دوست به هر کوچه دویدم / از مرشد و آخوند دو صد طعنه شنیدم
اندر همه تهران دو نفردوست ندیدم / بر جان هم افتاده شب و روز به جنگیم


افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم  !

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 14:27  توسط مهدی (غیرفعال)  | 
  بالا