به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد
عشق ، بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد
آه .... یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:51  توسط مهدی (غیرفعال)
|