|
بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89
|
||
|
مطالب علمی و دلنوشته بچه ها |
باید یک نفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند. زن گفت من
در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم راوقف فرزندان
وهمسرم کنم و درمقابل چیزی مطالبه نکنم. من طناب را رها می کنم چون
به فداکاری عادت دارم
در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند.
|
|